آشتی با خود

واژه خود واژه ای عمیق ارزشمند و زیباست که هرچقدر راجع به آن بدانیم به عقیده من باز هم کم است و جا دارد بیشتر بر آن تامل کنم چرا که همه چیز از خود شروع می شود رویدادهای بیرونی را خود پردازش و تفسیر می کند و احساسات و هیجانات با خود معنا می گیرند و از فردی به فردی دیگر تفاوت های اساسی دارند.

در کودکی یاد می گیریم میبینیم و حس می کنیم که از این خود محافظت می شود، مراقبت می شود، نیازهایش توسط والدین برآورده می شود همه به او توجه نشان می دهند اما در سنین بالاتر شکل این موارد تغییر می کند.

از جایی متوجه می شویم باید خود برای خود تلاش کند خود به فکر خود باشد خود مسئول خود باشد و این خود ارزشمند و محترم و دوست داشتنی است.

اما همه به این 3 مورد آخر دسترسی پیدا نمی کنند یا بهتر بگویم این موارد باور و عقیده شان نخواهد شد و همچنان در دیگران خود را می جویند توجه طلبی می کنند مهرطلب می شوند دائم می رنجند و نا امید می شوند چرا که کسی را نمی یابند که آنطور که باید و شاید و آنها می پسندند و نیاز دارند هوای خود آنها را داشته باشد.

به نوعی برخی از ما آدمها نه تنها کودک درون خود، وجود خود و احساس ارزشمندی خود را بها نمی دهیم بلکه عملا خود آزاری می کنیم به شکلهای مختلف.

سعی می کنم در این مجال به مواردی از این خود آزاری و عدم توجه واقعی به کودک درون اشاره کنم:

1 توجه طلبی

کاری که خیلی ها به شکلهای مختلف آنرا انجام می دهند توجه به خود جایش را به توجه دیگران به خود می دهد در واقع شاید بیشتر آدمها از توجه دیدن احساس خوبی پیدا می کنند اما در توجه طلبی داستان شدت بیشتری دارد در واقع فرد تلاش اساسی در این زمینه دارد که توجه دیگران را به خود جلب کند عملا با توجه دیدن احساس بودن می کند اگر لباسی تهیه می کند برای ایجاد حس خوب در خودش نیست بلکه برای دیده شدن و توجه گرفتن است تا جایی که اگر آن مقدار دیده شدن و توجهی را که نیاز دارد با آن پوشش خاص دریافت نکند عملا دیگر از آن پوشش استفاده نمی کند.

همه چیز در گرو توجه دیدن است خودی وجود ندارد خود را دیگران تعیین می کنند با نگاه و توجه شان بنابراین اگر نبینند و توجه نشان ندهند حال این خود خیلی بد می شود.

چه معامله دردناکی معامله با توجه گرفتن از آدمها که هرکدامشان مشغله و مسائل خود را دارند و از طرفی تلاش برای دریافت به جای تلاش برای خود و رضایت خود.

خودآزاری درونی و قدرتمند بدون اینکه خود فرد به آن آگاهی کاملی داشته باشد بعضا که آگاه هم می شوند اگر کاری عمیق با یک متخصص را شروع نکنند اتفاق خاصی نمی افتد.

آنها عملا در تلاشند کاری کنند دیده شوند و توجه دریافت کنند و این موضوع در تضاد با آشتی با خود و کودک درون است یادمان باشد تعاملی که ما با خود واقعیمان داریم بر تمام زندگی ما در همه ابعاد تاثیر گذار است.

دیده شدن و محترم شمرده شدن و احساس ارزشمندی در درون شکل می گیرد و با بیرون ادامه می یابد بر عکس آن کاذب و پوچ و موقعیتی است.

2 چشم و هم چشمی

به نظر من کسانی که این مورد را در ساختمان شخصیت خود دارند علاوه بر برخورداری از اضطراب بالا و حال بد، عناد و دشمنی عجیبی را با خود و دیگران آغاز کرده و ادامه می دهند.

در این ویژگی و خصیصه رنگ درونی فرد برای خودش بیرنگ است هنگامی که کسی از اطرافیان کاری می کند وسیله ای می خرد سرکار می رود قصد سفر دارد منزلش را تغییر می دهد خودرویی جدید و مدل بالا تهیه می کند به کلاسی هنری یا آموزشی می رود این فرد حالش بهم می ریزد احساس می کند عقب مانده است مضطرب می شود سریع دست به کارهایی می زند درست مانند زمان کودکی زمانی که در دست کودکی دیگر خوراکی می دید و یا اسباب بازی، و بهانه گیری شروع می شد و آن را میخواست، حال در قامتی بزرگتر همان کار را انجام می دهد در حالیکه در زمان کودکی این رفتار عجیب نبود و کسی آنرا زیر سوال نمی برد و شاید بتوان گفت بخشی از کودکی بود.

اما گویا برخی از افراد در همان شرایط تثبت شده اند دنیا را جایی می بینند که رقابتی جدی و بزرگ در آن وجود دارد و آنها مراقبت می کنند کسی از آنها پیشی نگیرد به هر قیمتی شده باید برسند و به دست بیاورند آنچه دیگری دارد.

مدل دیگر این داستان به این شکل است که اگر آنها کاری انجام دهند مثلا مبلمان منزل را تغییر دهند و یا در موردی سرمایه گذاری کنند و متوجه شوند شخص دیگری از نزدیکان یا دوستان کاری مشابه یا عین آنها انجام داده حالشان خیلی بد می شود مثلا اگر از نزدیکان کسی مبلمانی شبیه آنها تهیه کند و یا سرمایه گذاری در کاری که آنها انجام دادند انجام دهد تاب نمی آورند تا جایی که ممکن است دست به تغییر آن کار بزنند.

دنیای کیفی این افراد دنیایی است سرشار از واهمه و نگرانی از اینکه عقب نمانند جلو باشند کسی پیشی نگیرد این موضوع شامل خیلی از ابعاد زندگی می شود ادامه تحصیل یکی از آشنایان به خصوص اگر هم سن و سالشان باشد. لاغر کردن یکی از دوستان و امثالهم رسما آنها را بهم می ریزد و دست به کار می شوند اما نه با احساس خوب با احساسی نا مطلوب و به هر قیمتی.

هرچقدر این ویژگی در آنها عمیقتر باشد شدت خود آزاریشان بیشتر است کودک درون این افراد تحت فشار والد رقابت گر همواره آسیب می بیند و نمی تواند خود را بروز دهد و ابراز کند و شادمانی را تجربه کند.

3 بی توجهی به نیازهای خود

این مورد نیز در ابعاد و شکلهای مختلف دیده می شود و علل ریشه ای گوناگونی دارد که شاید در این بخش نتوان علل آنرا تشریح کرد اما آنچه اهمیت دارد این است که به هر دلیل و ریشه ای که این بی توجهی صورت می گیرد حاصل آن حال بد کودک درون یعنی حسی ترین و عاطفی ترین بخش وجود ماست.

بنابراین علت و ریشه را نیز اینجا دنبال نکنیم نتیجه اش قابل تامل است چرا که نتیجه ای جز پایین رفتن خلق به مرور زمان حال بد، رخوت و کمبود انرژی حاصل دیگری نخواهد داشت.

عدم شناسایی نیازهای اساسی روانی و در نتیجه عدم ارضا آنها خطری برای بهداشت روان و سیستم اعصاب ما محسوب می شوند.

نیازهای اساسی انسان از دیدگاه مکتب واقعیت درمانی شامل:

نیاز به بقا (زندگی)

نیاز به قدرت

نیاز به آزادی

نیاز به دوست داشتن و دوست داشته شدن (احساس تعلق خاطر)

نیاز به تفریح

می باشند از این منظر هر آنچه توسط ما روی می دهد یک رفتار است ، همه رفتارها معطوف به هدف و هدف همه رفتارها ارضا یک یا چند نیاز از این نیازهاست.

از دیدگاه دیگر مکاتب نیز نیازهای انسان قابل تامل است که البته این 5 نیاز همپوشی جالبی با دیگر دیدگاهها دارد آنچه حائز اهمیت است این موضوع است که برای پاسخگویی به یک نیاز دیگر نیازها را فدا نکنیم و اجازه ندهیم خود آزاری روی دهد به عنوان مثال برای ارضاء نیاز به قدرت نیاز به تفریح و تعلق خاطر را نادیده نگیریم حواسمان به حساسیت هایمان و آسیب پذیرمان به عنوان یک انسان باشد.

نیاز به تفریح به اندازه نیاز به بقا و زندگی از اهمیت برخوردار است کودک وجود ما نیاز به بازی و رهایی دارد تفاوت ما به عنوان یک فرد بزرگسال با یک کودک این است که در زمان مناسبی نیازهای خود را ارضا می کنیم اما قرار نیست آنها را فراموش کنیم و نادیده بگیریم.

کودک درون ما به واسطه کار زیاد، جدی گرفتن زیاد زندگی، رویدادهای ناگوار، شلوغی و ترافیک و امثالهم به اندازه کافی در فشار قرار می گیرد برای رهایی او چاره اندیشی و برنامه ریزی لازم است.

کودک درون ما به بازی به رنگ های شاد به موسیقی خوب به خوراکی به دویدن به ذوق کردن به خندیدن به رفتن به طبیعت به بازیگوشی به آغوش عزیزان به ابراز محبت کردن و آنرا دریافت کردن به حمایت کردن و حمایت شدن نیاز دارد نیازهایش را جدی بگیریم و به خاطرشان تلاش کنیم در غیر اینصورت عواقب دردناکی انتظار ما راخواهد کشید.

کودک درونتان شاداب و پرطراوت باد.


© 2018 Hendipour. All Rights Reserved. Developed by Ehsan Mehrabi