زنان بعد از طلاق چه آسیبهایی می بینند؟

واژه طلاق شاید یکی از منفی ترین واژه ها به خصوص در زبان فارسی و فرهنگ ما باشد

تصور نمی کنم کسی باشد که از این جدایی قانونی و بعضا عاطفی استقبال کند اینکه میگویم بعضا عاطفی به این دو دلیل است:

اول اینکه برخی از زوجها در حالیکه باهم زندگی می کنند عملا از یکدیگر طلاق عاطفی گرفته اند و برخی دیگر در حالیکه در حال جدا شدن هستند هنوز همسر خود را از نظر عاطفی طلاق نداده اند بنابراین طلاق قانونی همواره با  طلاق عاطفی  همراه نیست.

بیاییم به این موضوع کمی منطقی تر بنگریم، واقعیت این است که قاعدتا  هیچ دختر و پسری با قصد جدایی به عقد یکدیگر در نمی آیند در واقع آنقدر از این موضوع خود را دور می بینند که حتی زمان بستن این پیمان به شروط و تعهدات قانونی آن نیز دقت لازم را مبذول نمی دارند این مورد بعضا شامل خانواده ها نیز میشود تا جایی که در جلسات خواستگاری و هنگام تعیین مهریه با این جمله مواجه می شویم که چه کسی مهریه داده و چه کسی آنرا گرفته و واقعیت چیست؟!

شاید بتوان گفت 2 رویکرد کلی در زمینه طلاق وبه خصوص در مورد طلاق خانمها وجود دارد

رویکرد اول شرایطی است که یک زن مدت قابل توجهی در زندگی زناشویی مصائب و مشکلات جدی مانند بزهکاری شوهر خیانت و اعتیاد دائمی و یا سردی و بی توجهی شدید عاطفی و امثالهم را تحمل می کند و در جهت بهبودی رابطه می کوشد به شکلهای مختلف با کمک از افراد نزدیک به خود و همسرش، کمک از مشاور و حضور موثر در جلسات درمان و درنهایت هیچ تغییری در وضعیت نمی بیند و بلاخره مستاصل و نا امید به جدایی می اندیشد

در این وضعیت و وضعیتهای مشابه شاید تنها راه چاره برای یک زن طلاق باشد.

در طول سالهایی که به مشاوره و درمان مشغول هستم با موارد زیادی روبرو شدم که  یک خانم برای نجات فرزند یا فرزندانشان از شوهر مسئله دار که نمی پذیرد مسئله دارد و طبیعتا به دنبال حل آن نیز نمی رود  جدا می شود تا فرزندان و خودش آسیب بیشتری نبینند...

در این وضعیت بارها شاهد این مورد بوده ام که حتی زن از مهریه اش نیز می گذرد تا رها شود و یا حضانت فرزند یا فرزندانش را بگیرد.

دکتر گلاسر ابداع کننده واقعیت درمانی و نظریه انتخاب جمله جالبی در این خصوص دارد و آن این است که اگر برای ارتباط بیمارخود تلاش کرده اید،  زمان داده اید ولی هیچ چیز تغییری نکرده و اوضاع رو به وخامت است هرچه زودتر از آن ارتباط بیرون بیایید بهتراست چرا که وضعیت شما وخیم تر خواهد شد برای هردوی شما این جدایی می تواند مفید باشد بنابراین به انتخابهای خود دقیق بنگرید و سعی کنید انتخاب بهتری داشته باشید.

رویکرد دوم تقریبا در تضاد کامل با رویکرد اول است که در جامعه ما کمتر به چشم می خورد و آن اینکه زن با کوچکترین مشکلی و در کوتاهترین زمان ممکن برای جدایی اقدام می کند مهریه اش را به اجرا می گذارد و مسائل مالی را در ابعاد و شکلهای مختلف مطرح و آنرا دنبال می کند گاهی  نیز ممکن  است پای کسی دیگر در میان باشد.

آنچه در این مجال می آید بیشتر در خصوص خانم هایی است که با شرایط رویکرد اول جدایی را بر می گزینند علی رغم اینکه شاید چاره دیگری هم نداشته باشند اما به دلایل فرهنگی و عدم حمایت مناسب اجتماعی آسیب نیز اجتناب ناپذیر است اما به یاد داشته باشیم فاجعه ای روی نداده و موضوع را بزرگنمایی نکنیم این مسئله نیز یکی از چالشهای زندگیست که باید با آن روبرو شد و از آن بیرون آمد.

عمده آسیب هایی که خانم ها در جدایی تجربه می کنند شامل:

1 آسیب مالی

2 آسیب های عاطفی

3 آسیب های اجتماعی

4 آسیب های روانی

آسیب مالی

تصور کنید خانمی که خانه دار بوده و در اثر شرایطی مشابه شرایطی که در بالا توضیح دادم جدایی قانونی را بهترین انتخاب دیده است  بعد از جدایی با  چالشی جدید مواجه است و آن هزینه هایی است که در زندگی مشترک توسط شوهرش انجام می شده حال باید خودش این وظیفه را به دوش بکشد

به خصوص در مورد خانم هایی که خانواده شان نیز شرایطی برای حمایت مالی ندارند و یا خودشان به دلایلی نمی خواهند به این شکل ارتزاق کنند و مایل هستند استقلال مالی داشته باشند شرایط دشوارتر است

شاید بهتر باشد جامعه ما سیستم حمایتی مناسبی برای این زنان ارزشمند قایل شود زنانی که عملا نام جدیدی می یابند زن سرپرست خانواده ، زنی که از روی استیصال جدا شده نه بر اثر هیجان و هوسرانی .

سوالی که اینجا می توان مطرح کرد این است که آیا جامعه ما اندیشه ای برای ایجاد شغلی مناسب برای خانمهایی با این شرایط کرده است؟

آیا خانمی که به دلایل مختلف شوهرش متواری می شود تا جایی که طلاق غیابی صادر می شود با وجود فرزند یا فرزندان با شغلی مانند منشیگری و امثال آن از عهده مخارج زندگیش بر می آید؟

اینجاست که آسیب ها و مسائل مختلفی در کمین است و اگر اندیشه ای صحیح برای آن نشود ممکن است حرمت یک زن استقلال مالی و شخصیتش تهدید شود و به مخاطره افتد.

حتی خانمی که بچه دار هم نشده شاید رغبتی به این موضوع نداشته باشد که مجدد از پدر و مادرش خرجی دریافت کند و مایل باشد خودش مخارجش را تامین کند از طرفی هزینه های سنگین زندگی شهرنشینی و از طرفی جدایی از همسر و مواجه  شدن با شرایطی که منصفانه باید گفت سخت می نماید را در پیش روی خود می بیند.

فشارهای ناشی از طلاق که حتی در بهترین حالت آن یعنی همان رهایی و به شکل توافقی نیز شامل استرس و حال بد به خصوص برای خانم ها با توجه به شرایط عاطفی  و روحیشان می شود از  یک طرف هزینه های زندگی و تلاش برای یافتن شغلی که هم حرمتشان حفظ شود و هم درآمدی درخور داشته باشد از سوی دیگر.

 

آسیب عاطفی

خانم ها به واسطه برخورداری از غریزه مادری و همچنین شکل خاص عواطفی که دارند،  نیاز به صمیمت و تشکیل خانواده به مراتب در این بخش نسبت به آقایان آسیب پذیر تر هستند

بسیار دیده ام که حتی بعد از جدایی قانونی و گذشت زمان باز هم بسیاری از خانم ها مطرح می کنند که اگر کمی بهتر شود حاضرم برگردم و با او زندگی کنم.

زنها در رابطه با مردشان معمولا تمام خویش را در رابطه می گذارند هر بار که توسط شوهرشان لمس می شوند و در آغوش گرفته می شوند زمینه وابستگی بیشتری می یابند به خصوص اگر شخصیت متکی و وابسته ای داشته باشند این مورد در آنها چند برابر است و به همین شدت نیز بعد از جدایی آسیب های  عاطفی عمیقتری را تجربه می کنند.

نیاز به صمیمیت نیاز به گرما نیاز به محبت ازطرف همسر نیاز به شنیده شدن دیده شدن توجه گرفتن بعد از جدایی از بین نمی رود شاید بتوانند مدتی در پوشی بر آن قرار دهند اما تا کی و به چه مدت می توانند این نیازها را ندیده بگیرند ؟

ترس از عدم برخورداری از خانواده مستقل و زندگی مشترک به خصوص در خانم هایی که در سنین بالاتری جدا می شنود نیز به آسیب های عاطفی اضافه میکند و یا ترس از بچه دار نشدن در خانم هایی که فرزندی از ازدواج اول ندارند

نکته مهم:

آنچه بنده در این مجال تحت عنوان آسیب ها مطرح میکنم به این معنا نیست که اولا همه به یک اندازه آن را تجربه می کنند مسلما به واسطه وجود تفاوتهای فردی میزان این آسیب ها در خانم ها متفاوت است.

دوم اینکه عنوان این موارد به معنای بزرگنمایی و ایجاد احساس ناتوانی در خانم های بزرگوار نیست  بلکه من اعتقاد دارم شناخت مناسب از این آسیب ها می تواند باعث ایجاد بینش در افراد  شود تا هم به تصمیمی که می گیرند بیشتر فکر کنند و هم در زمانی که احساس کردند این موارد یا بخشی از آنها را تجربه می کنند زودتر به فکر گرفتن کمک تخصصی از متخصصین باشند.

 

آسیب اجتماعی

شاید 2 دهه پیش هم کلمه طلاق تابویی بود برای بسیاری از خانواده ها بعضا می شنیدیم که عده ای می گفتند در خانواده ما تا به حال کسی جدا نشده است و جملاتی از این قبیل، با افزایش قابل توجه جدایی در 2 دهه اخیر که در این مجال نمی توانم به آن بپردازم همکنون کمتر جملاتی مشابه می شنویم حالا شاهد آن هستیم که خانواده ها زمان بیشتری برای آشنایی جوانانشان برای این امر مهم در نظر می گیرند و فرزندانشان را به جلسات مشاوره پیش از ازدواج تشویق می کنند تا پیشگیری کنند از موضوعی که آمار آن از ازدواج گاهی پیشی می گیرد

علی رغم این افزایش و دیده شدن آن  در جامعه هنوز هم شاهد آن هستیم که گویا زن مطلقه گناهی مرتکب شده و یا اگر از شوهرش جدا شده حالا هرکسی می تواند به خودش اجازه دهد به شکلهای نامناسب به او نزدیک شود. 

این ها دردهای جامعه محسوب می شوند از عملکرد و رفتار یک زن که چه مجرد باشد چه متاهل یا مطلقه خود تعیین می کند که رفتار دیگران با او چگونه باشد فاکتور بگیریم با واقعیتی مواجه می شویم که من بارها در بین مراجعینم با آن روبرو بودم.

 خانمی که جدا شده  و برای اینکه در محل کارش با مشکلی مواجه نشود آنرا از همه پنهان می کند و یا حلقه اش را همچنان در دست نگه می دارد تا کمتر با مزاحمین نزدیک و دور روبرو شود

از منظری دیگر گاهی می شنوم که دوستان یا اقوام متاهل خانمی که جدا شده از او دوری می کنند و یا ارتبطات خود را با او محدود می کنند چرا که حالا او زنی مطلقه است و ممکن است برای زندگی آنها مشکل ساز شود!!

این آسیب های اجتماعی این نگاه نامناسب جامعه که علی رغم متعادل شدنش نسبت به سالهای پیش هنوز هم وجود دارد می تواند باعث احساس طرد شدگی در یک زن شود و شرایط روحی او را وخیم کند.

 

این در حالیست که شما عملا نمی شنوید بگویند مرد مطلقه یا روی این کلمه حساسیتی خاص وجود داشته باشد گویا فقط زن اگر جدا شود خطای بزرگی مرتکب شده و یا مشکل ویژه ای داشته است بیاییم نگاهمان را اصلاح کنیم.

آسیب روانی 

در جداول استرس که در کشورهای مختلف بر اساس بررسی روی افراد تهیه شده طلاق معمولا جزو 3 رتبه نخست  قرار دارد

این موضوع نشان از آسیب زا بودن این پدیده  اجتماعی است که البته  میزان تبعات آن در کشورهای مختلف متفاوت است

ترسها نگرانی ها احساس یاس و ناامیدی درگیری با خاطرات همسر سابق،  نگاه جامعه حرف دیگران  و دهها موضوع دیگر می تواند زمینه ای برای بروز آسیب های روانی بیشتر گردد

واقعیت این است که هر انتخابی تبعاتی دارد هر  به دست آوردنی بهایی نمیتوان منکر این موارد شد اما نکته مهم این است که خود فرد و اطرافیانش رفتاری نکنند که شرایط وخیم تر و سختتر گردد

توصیه جدی ما روانشناسان به افرادی که قصد جدایی دارند حضور موثر در جلسات و بررسی و واکاوی جهت اتخاذ تصمیمی صحیح و همچنین ادامه جلسات بعد از جدایی است تا فرد به خصوص خانمها ریکاوری مناسبی شوند و توصیه بعدی اینکه حداقل تا 6 ماه و به قول برخی از همکاران و اساتید تا 1 سال سراغ ارتباطی جدی نروند.

 

 

 


© 2018 Hendipour. All Rights Reserved. Developed by Ehsan Mehrabi